درباره مؤسسه
سفره سبز با یک دیگ و پنج نفر شروع شد که هفتهای یک بار غذا میپختند و در محله پخش میکردند. امروز آشپزخانهمان هر روز کار میکند و فهرست خانوادهها به چند صد رسیده — و هنوز فهرست انتظار داریم.

داستان
شروعش یک شب سرد زمستان بود. چند نفر از اهالی محله فهمیدند خانوادهای دو کوچه آنطرفتر سه روز است غذای گرم نخورده. آن شب یک دیگ آش بار گذاشتند.
هفتهی بعد دو خانواده شدند. ماه بعد هفت تا. کمکم معلوم شد این کار با «هر وقت شد» پیش نمیرود؛ باید منظم باشد، باید حساب و کتاب داشته باشد، و باید کسی مسئولش باشد.
مؤسسه را ثبت کردیم تا بتوانیم قانونی کمک جمع کنیم، فاکتور بگیریم و گزارش بدهیم. آشپزخانه را از یک حیاط به یک فضای اجارهای بردیم که مجوز بهداشت بگیرد.
امروز کاری که میکنیم پیچیده نیست: غذا میخریم، میپزیم، میرسانیم و مینویسیم چقدر خرج شد. سختی کار در همان کلمهی آخر است — و همان چیزی است که ما را از یک دیگ در حیاط به یک مؤسسه تبدیل کرد.
اصول کار
اینها شعار نیستند؛ قاعدههای عملیاتیاند که در جلسههای هفتگی به آنها ارجاع میدهیم.
زیر یک پرچم، کنار یک سفره
مؤسسه خیریه سفره سبز اطعام — فعالیت زیر نظر قوانین جمهوری اسلامی ایران


دفتر و آشپزخانه
آبرو مقدم بر آمار است
بستهها بدون آرم تحویل میشوند، صف نداریم و عکس چهرهی هیچ مددجویی منتشر نمیشود — حتی اگر برای جذب کمک مؤثر باشد.
هر عدد باید قابل ردیابی باشد
هیچ رقمی روی این سایت دستی وارد نمیشود. آمار از تراکنشهای تأییدشده خوانده میشود و گزارش فصلی با فاکتور منتشر میگردد.
خرید عمده، همیشه
برنج و روغن و حبوبات را از عمدهفروشی میخریم. تفاوت قیمت با خردهفروشی، در مقیاس ما، سالانه چند هزار وعده است.
فهرست باید گردش داشته باشد
هر سه ماه بازبینی میکنیم. خانوادهای که وضعش بهتر شده خارج میشود تا جای کسی که تازه نیازمند شده باز شود.